به گزارش “نشنال جئوگرافیک”، امروزه اکثر انسانها حاضرند هر کاری کنند تا از احساس درد اجتناب ورزند. اما برخی افراد زندگی خود را وقف غلبه بر این حس کردهاند و ذهن و بدن خود را فراتر از محدودیتهای فیزیکی معمول سوق میدهند تا به موفقیتهای خطرناک و هیجانانگیز دست یابند.
گرگوری شرر، دانشیار زیستشناسی سلولی و فیزیولوژی در دانشگاه کارولینای شمالی میگوید: «ما بسته به اینکه درد را در چه شرایطی تجربه میکنیم، واکنشها، احساسات و رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهیم. به همین دلیل است که درد یک تجربه کاملاً ذهنی است.»
رابطه پیچیده درد و لذت
تجربههای عادی زندگی مانند پر کردن دندان، خالکوبی یا سوراخ کردن گوش همگی با میزانی از ناراحتی و درد همراه هستند. بسته به نحوه تفسیر بدن ما از سیگنالهای درد، این احساسات حتی میتوانند به شکلی غیرمنتظره لذتبخش به نظر برسند؛ زیرا مدارهای عصبی مغزی که درد شدید و لذت را پردازش میکنند، تا حدودی مشابه هستند.
این پدیده میتواند به روشهای مختلفی ظاهر شود؛ از جمله “نشئگی دوندگان” که در آن بدن در پاسخ به ورزش طولانیمدت اندورفین آزاد میکند و باعث ایجاد احساس خوشحالی موقت و تسکین درد میشود. این سیستم پاداش زیستی پیچیده همچنین توضیح میدهد چرا برخی افراد علاقه زیادی به غذاهای تند دارند.
علیرغم دشواری تحمل درد، غلبه بر آن میتواند احساس توانمندی زیادی به فرد بدهد. آنا مکناف، نویسنده بریتانیایی که به خاطر دوچرخهسواری در سراسر ایالتهای آمریکا و دویدن در ۹۰ مسابقه ماراتن با پای برهنه در بریتانیا شناخته میشود، میگوید: «وقتی به درد فکر میکنم، آن را دوست دارم چون باعث میشود احساس زنده بودن کنم.«
نقش ژنتیک و تربیت در تحمل درد
عوامل متعددی مانند ژنتیک، جنسیت و حتی میزان خواب در آستانه تحمل درد روزانه ما تأثیرگذار هستند.
برای مثال، زنان معمولاً نسبت به درد “حساستر” هستند که ممکن است به دلیل سطوح بالاتر هورمونها در بدن آنها باشد. در مقابل، مردان اغلب آستانه درد بالاتری دارند اما کمتر از زنان دردهای خود را گزارش میکنند؛ این امر ممکن است به دلیل هنجارهای اجتماعی باشد که مردان را به سرکوب احساساتشان ترغیب میکند.
تحقیقات بیشتر نشان داده است که “آستانه درد” ما نیز با افزایش سن تغییر میکند و در بزرگسالی و دوران سالمندی افزایش مییابد.
درد مزمن و مدیریت آن
داشتن آستانه درد بالا در برابر درد مزمن همیشه هم چندان مفید نیست. درد مزمن، که بیش از سه ماه طول میکشد، میتواند به شدت فعالیتهای کاری افراد را تحت تأثیر قرار دهد و کیفیت زندگیشان را کاهش دهد. در واقع درد مزمن نیاز به بررسیهای بیشتر پزشکی دارد و نباید با خوددرمانی و یا استفاده از داروهای کنترل درد از کنار آن رد شد.
در واقع در حالی که افزایش آستانه تحمل درد در برخی موارد مفید است، یافتن راهکارهای موثر برای مدیریت دردهای طولانیمدت نیز به همان اندازه مهم است.
در ایالات متحده، حدود ۲۱ درصد از جمعیت، یعنی بیش از ۵۱ میلیون بزرگسال با نوعی درد مزمن زندگی میکنند. در سطح جهان، تخمین زده میشود که میلیاردها نفر از درد مزمن رنج میبرند و بسیاری از کشورها شاهد افزایش گسترده درد و ناتوانی در میان جمعیت خود هستند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
مدیریت درد به طور موثر شامل ترکیبی از رویکردها، از جمله دارودرمانی، فیزیوتراپی، تکنیکهای روانشناختی، و تنظیمهای سبک زندگی مانند ورزش و آرامش، اغلب در ارتباط با یک متخصص مراقبتهای بهداشتی است.
ورزش و نقش آن در مدیریت درد مزمن
درمانهای مبتنی بر ورزش ابزاری قدرتمند در مبارزه با درد مزمن هستند. به عنوان مثال، برخی مطالعات نشان دادهاند که انواع خاصی از حرکات، مانند یوگا، در پیشگیری و درمان موفقیتآمیز چندین بیماری مزمن، از جمله میگرن و کمردرد مؤثر هستند.
برخی افراد نیز دریافتهاند که مدیتیشن به آنها در مقابله با درد کمک کرده است. در واقع کاهش استرس میتواند به کاهش درد و بهبود خلق و خو کمک کند.
خواب کافی نیز برای مدیریت درد و سلامت کلی مهم است. بزرگسالان باید حداقل ۷ تا ۹ ساعت خواب شبانه داشته باشند.
علاوه بر این، درمان شناختی رفتاری (CBT) میتواند به افراد کمک کند تا افکار و رفتارهای منفی را که به افزایش احساس درد کمک میکنند شناسایی کرده و تغییر دهند.
با این حال، درد کارکردهای مهمی نیز دارد. این احساس به شما هشدار میدهد که بدنتان در حال رسیدن به مرزهای توانایی خود است. گاهی اوقات، عبور از این مرزها میتواند به فرد کمک کند قویتر شود.
درد، بخشی ضروری از یک زندگی رضایتبخش
در نهایت، از آنجا که درد و لذت به طور پیچیدهای در ساختار اجتماعی ما در هم تنیده شدهاند، بروک باستین، استاد روانشناسی در دانشگاه ملبورن معتقد است که زندگی بدون این دو حس رضایتبخش نخواهد بود.
او میگوید: «به شکلی کوچک، همیشه در جستجوی چیزی هستیم که ما را به چالش بکشد، چیزی که ما را فراتر از حد معمول پیش ببرد.»
به عقیده بروک باستین: «تجربه مقداری درد بخش بسیار مهمی از یک زندگی شاد و سالم است.»
آیا غذای خود را در کمتر از ۲۰ دقیقه میخورید؟ سرعتتان را کم کنید
شما میتوانید از غذای خود لذت ببرید. فقط کافی است که آهستهتر غذا بخورید.
معمولاً کارشناسان روی نوع غذاهایی که برای سلامتی مفید هستند تمرکز میکنند، اما سرعت خوردن غذا نیز به همان اندازه اهمیت دارد. خوردن سریع غذا میتواند مشکلاتی ایجاد کند. از گیر کردن غذا در گلو گرفته تا پرخوری قبل از اینکه مغز شما متوجه شود که سیر شدهاید.
در ادامه، نکاتی علمی برای کاهش سرعت غذا خوردن و ایجاد رویکردی آگاهانهتر به مصرف غذا آورده شده است.
چقدر سریع، خیلی سریع است؟
اگر معمولاً صبحانه، ناهار یا شام خود را “در کمتر از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه” تمام میکنید، احتمالاً بیش از حد سریع غذا میخورید.
حدود ۲۰ دقیقه طول میکشد تا معده از طریق مجموعهای از سیگنالهای هورمونی به مغز اعلام کند که پر شده است.
دکتر لسلی هاینبرگ از کلینیک کلیولند میگوید:«وقتی افراد با سرعت غذا میخورند، ممکن است این سیگنالها را نادیده بگیرند و بهراحتی از حد سیری فراتر بروند.»
به گفته هاینبرگ، کسانی که سریع غذا میخورند، هوای بیشتری را نیز قورت میدهند که میتواند باعث نفخ یا سوء هاضمه شود. همچنین، نجویدن کافی غذا میتواند هضم را مختل کرده و جذب مواد مغذی را کاهش دهد. علاوه بر این، تکههای نجویده غذا ممکن است در مری گیر کنند.
برخی تحقیقات نشان دادهاند که افرادی که سریع غذا میخورند، بیشتر در معرض چاقی قرار دارند.
چگونه میتوان سرعت غذا خوردن را کاهش داد؟
ابتدا، تلویزیون را خاموش کنید و گوشی را کنار بگذارید.
اگر هنگام تماشای تلویزیون غذا میخورید، معمولاً تا زمانی که برنامه تمام شود یا آگهی پخش شود، به خوردن ادامه میدهید. این امر باعث میشود که کمتر به سیگنالهای طبیعی بدن برای سیری توجه کنید.
در واقع تمرکز کامل روی غذا نهتنها باعث میشود کمتر بخورید، بلکه از غذا لذت بیشتری هم ببرید.
سرعت غذا خوردن معمولاً یک عادت ریشهدار است، اما همچنان میتوان آن را تغییر داد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
از دست غیرمسلط خود برای غذا خوردن استفاده کنید، از قاشق و چنگالی که معمولاً استفاده نمیکنید (مثلاً چوبهای غذاخوری) بهره بگیرید، یا زمانی که نیمی از بشقابتان خالی شد، عمداً مکث کنید و آب بنوشید.
یکی از سادهترین راهها برای کاهش سرعت غذا خوردن، افزایش تعداد دفعات جویدن هر لقمه است.
هلن مککارتی، روانشناس بالینی از انجمن روانشناسی بریتانیا، میگوید: «اگر هر لقمه را کمی بیشتر بجوید، سرعت غذا خوردن شما کاهش مییابد.»
او همچنین اشاره میکند که نوع غذا نیز تأثیرگذار است. غذاهای فرآوریشده معمولاً بافت نرمتری دارند و راحتتر خورده میشوند، در حالی که غذاهای طبیعی مانند سبزیجات و پروتئینها نیاز به جویدن بیشتری دارند.